محمد مهدى ملايرى
451
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دريافت مىكردند ، و چون از اطراف هم مالى به مدينه مىرسيد آن را در مسجد مىآوردند و پيغمبر آن را به هرطور رأيش بر آن قرار مىگرفت ميان آنها تقسيم مىكرد « 1 » . در تمام مدت خلافت ابو بكر هم بدينمنوال مىگذشت ولى چون سال پانزدهم « 2 » هجرى رسيد ، عمر كه در اين هنگام بر مسند خلافت نشسته بود مشاهده كرد كه كشورها يكى پس از ديگرى به دست مجاهدان گشوده مىشوند و گنجينههاى ايران به تصرف درآمده و بار بار زر و سيم و جواهر گرانبها و لباسهاى فاخر به مدينه وارد مىگردد ، پس چنين انديشيد كه بر مسلمانان گشايشى دهد و تمام آن اموال را ميان آنها تقسيم كند ، ولى نمىدانست اين كار را چهگونه صورت دهد ، و همهء آن اموال را چهگونه تحت ضبط آورد . در اين هنگام يكى از مرزبانان ايران كه در مدينه بود چون عمر را در كار خود سرگردان يافت به وى گفت پادشاهان ايران را چيزى است كه آن را ديوان مىنامند و تمام جمع و خرج مملكت ايشان در آن ضبط است و هيچچيز از آن خارج نيست ، و هركس
--> ( 1 ) . نمونهء تقسيم غنايم را قبل از تأسيس دفتر و ديوان مىتوان از اين خبر كه طبرى آن را روايت نموده دريافت . طبرى به اسناد خود از راشد بن سعد روايت كرده كه روزى براى عمر مالى رسيده بود و او شروع كرد به تقسيم كردن آن بين مردم . مردم دور او جمع شده و ازدحام كرده بودند . سعد بن ابى وقاص براى اينكه خود را به نزد عمر رساند مردم را با فشار و زور به كنار مىزد و عمر چون چنان ديد با درّه ( تازيانه ) بر سر او زدن گرفت و گفت تو به صورتى جلو آمدى كه گويى هيبتى از فرمانروايى خداوند در دل ندارى و من خواستم به تو بفهمانم كه از تو هم هيبتى در دل فرمانرواى خداوندى نيست . طبرى ، ج 5 ، ص 2754 . ( 2 ) . در تاريخ تأسيس ديوان و كيفيت آن بين آنچه در مآخذ تاريخى وارد شده اختلافى هست . در طبرى تأسيس ديوان در سال 15 ذكر شده ( ج 5 ، ص 2412 ) و جاى ديگر خبر تأسيس ديوان را از وليد بن هشام بن مغيره ذكر مىكند كه به عمر خبر داده كه او در شام پادشاهان آنجا را ديده كه ديوان داشتهاند و از او خواسته كه براى آنها نيز ديوانى ايجاد كند و عمر به گفتهء او كار كرده است ( طبرى ، ج 5 ، ص 2750 ) . ولى از نام « ديوان » كه فارسى است معلوم مىشود كه اين رسم از ايران گرفته شده نه از روم . اوصافى كه ابن طقطقى دربارهء دولت اسلام ذكر مىكند از اينكه گنجينههاى پادشاهان ايران به تصرف درآمده و بار زر و سيم و جواهر گرانبها و لباسهاى فاخر به مدينه وارد مىگردد ، چنين برمىآيد كه بايد اين واقعه پس از سال پانزدهم هجرى روى داده باشد ، زيرا تا اين سال هنوز فتح مداين و تصرف گنجينههاى پادشاهان ايران تمام نشده بود .